ثمینثمین، تا این لحظه: 15 سال و 9 ماه و 4 روز سن داره
ثناثنا، تا این لحظه: 20 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره

ثنا و ثمین هدیه های آسمانی

" بازگشت "

1391/5/27 4:43
نویسنده : مامانی
1,851 بازدید
اشتراک گذاری

سلام به فرشته های نازنینم.کی فکرشو میکرد...من که از همون اولش هم امیدی به برگشتن نداشتم.هر وقت کسی دعائی هم میکرد من با نهایت ناامیدی میگفتم این یه قلم رو بیخودی دعا نکنید ،چون هیچ وقت عملی نمیشه مگه اینکه رضا بازنشسته بشه.اما خدا بهم فهموند که هیچ وقت نباید دست از دعا برداشت حتی اگه پیش تو محال باشه،پیش خدای قادر هیچ چیزی محال نیست.خدای مهربونم دقیقا فردای شب بیست و سوم(شب قدر)تقدیرمون رو که برامون رقم زده بود،بهمون نشون داد.

بابا که از سر کار برگشت گفت که یه چیزی راجع به برگشتن به شیراز دیده.یعنی صورت جلسه ای که منوط به اینه که قراره کلا برگردیم.من زیاد جدی نگرفتم و گفتم اگه قرار به رفتن باشه حتما میگن اونهائی که خونشون رو اوردن بوشهر باید بمونن.تا اینکه دو ساعت بعد مامان پرهام بهم زنگ زد و مشتلق خواست و گفتن که رفتنمون حتمیه و اونها حتی فکر خونه رو هم کرده بودن.این خبر مثلا سکرت بود و قرار بود تا لحظه ی اخر هیچ کس خبردار نشه،اما همون شب خواجه حافظ هم شصتش مطلع شد!

از اون روز خبرهای ضد و نقیض زیادی رد و بدل میشد تا اینکه دیروز صبح جناب اقای ...(بووووق)با بابا صحبت کردن و بهشون گفتن که قرارداد خونه تون رو تمدید نکنید.خدایا تو پوست خودم دیگه نمیگنجم.از من خوشحالتر ،ثنای عزیزمه که داره لحظه شماری میکنه که از تنهائی دربیاد.جالبه که دعای مادرها زود در حق بچه ها مستجاب میشه.مامانم که همیشه نگرانمونه شب قدر از خدا خواسته بود که ما رو از این غربت بیرون بیاره!

قراره این هفته بریم شیراز و دنبال خونه بگردیم و یه مدرسه ی خوب پیدا کنم که ثنا رو ثبت نام کنم،برای همین ممکنه که فرصت نشه زیاد بیام نت.خدایا بخاطر اینکه من و خونواده ام رو داری از غربت بیرون میبری ازت ممنونم.راضی ام به رضای تو.

پ.ن:از همه ی عزیزان میخوام برامون دعا کنید یه خونه ی خوب گیرمون بیاد که بتونیم چند سال از اسباب کشی راحت بشیم.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (20)

خاله مهتــ♥ـــاب
27 مرداد 91 9:06
هووووووووورراااااااااااااااااااااااااا ما بازم میریم مسافرت شیرااااز ده روز ده روز میمونیمX:
من برات دعا میکنم ایشالا بزودی صاحب خونه بشین تا کلا از اسباب کشی در بیایین ... نگو محاله که یه نمونشو خودت دیدی خدا روزی رسونه


هوروووووووررراااااااااااااااااا
پس بالاخره سفرهای دو روزه تموم میشه
ممنونم خواهر جان.انشااله برامون دعا کن.
راضی ام به رضاش
فهیمه
27 مرداد 91 9:56
سلام خانومی
خوش به حالت....خوشحالم براتون
چند وقت بوشهر بودین؟
میگم به مامانت بگو برا ما هم دعا کنه
راستی شما چیزی نگفته بودی عزیزم ولی من خودم چون نیومده بودم ناراحت بودم


سلااااااااااام
ممنونم.انشااله که شما هم برگردی زادگاهت
2 سال
حتما ولی ممکنه خرج داشته باشه هاااا
قربون دلت برم من
شهره مامان مینو
27 مرداد 91 10:31
بی نهایت از شنیدن این خبر فوق العاده خوشحال شدم عزیزم....خیلییییییییییییییییی بهتون تبریک میگم و خوشحالم که خدای مهربون اینقدر دوستتون داره و هواتونو داره...برای خودت و گلهای خوشگل خونه ات بهترین هارو ارزو میکنم.


ممنونم عزیزم
مامان فاطمه
27 مرداد 91 14:41
انشالله هرجاکه برید شاد و سلامت و تندرست باشید.
خوشحالم از اینکه به شهر خودتون بر می گردید .
انشاالله خدا وند آرزوی همه ی آرزومندان را اجابت کنه.
رفتید ما دوستای بوشهری رو فراموش نکنید.


مرسی خانومی.
اختیار دارید.من هر جا باشم،دوستان خوبی مثل شماها رو فراموش نمیکنم
مامان مريم گلي
27 مرداد 91 16:41
خوشحالم كه آرزوت برآورده شد ولي بازگشت به كجا


خب معلوم شد نرفتی ادامه ی مطلب رو بخونی
راضیه دختر عموی مامانی
27 مرداد 91 20:52
سلام
خب به سلامتی دیگه راحت شدی.خیلی براتون خوشحال شدم.
دیدی خدا چه عیدی خوبی بهتون داد...
عیدتون پیشاپیش مبارک...


سلام.مرسی عزیزم.
واقعا ها...
عید بر شما و خانواده هم مبارکا باشه
مامان تارا
27 مرداد 91 22:57
خییییییییییییلی خوشحال شدیم عزیزم از خدا میخوام هرچه میخوای به دست بیاری غربت بد دردیه خیلی خوب شد که کارتون درست شد


ممنونم
مامان ریحان عسلی
28 مرداد 91 1:07
سلام
خوش خبر باشی من که خیلی ناراحت شدم دیگه نمی تونم ببینمتون



سلام خانومی.اختیار دارین.خب ما میایم تبریز
در ضمن شما که یه پاتوق شیراز دارین.پس بازم میتونیم همدیگه رو ببینیم
مامان نیره
28 مرداد 91 9:47
پیشاپیش عید فطرتون مبارک و نماز و روزههاتون قبول باشه.


ممنونم.التماس دعا
مامان اسرا واسما
28 مرداد 91 14:44
سلام چقدر کم پیدا شدین؟نکنه ناخواسته ناراحتتون کردم وخبر ندارم


اختیار دارین.شما تاج سر مائین.کوتاهی از من بوده .شرمنده سر فرصت میام پیشتون
مامان تارا
28 مرداد 91 23:15
عید سعید فطر، عید آسودگی از آتش غفلت و رهیدگی از زنجیر نفس بر میهمانان حضرت حق مبارک باد . . .
مامان ماهان عشـــــــــ❤ــق
29 مرداد 91 2:41
خوش به حالت همشهری.یعنی میشه یه روز ما هم چنین پستی بذاریم؟برامون دعا کنید.آخه ما هم به شرط بازنشستگی اینجاییم.
ایشالله زودتر پستی بذاری که خبر از خرید خونه تون باشه.آمین.
راستی عیدتون مبارک.ببوس هدیه های آسمانی رو.


قربون دلت برم.خیلی خوشحالم کردی بالاخره اومدیاااا
انشااله برای شما هم اتفاق بیفته عزیزم.
عمه نرگس
29 مرداد 91 19:23
انشالله بهترین ها رو عیدی بگیرین
مامان رومینا
29 مرداد 91 19:48
بسلامتی عزیزم.خوشحالم دلتون شاد شده.ایشالا که هر چی خیره پیش بیاد.عیدتون هم مبارک
زهره مامان آریان
30 مرداد 91 2:21
خیلی خوشحالم براتون. راستی این جور مواقع مارو هم دعا کنید یادتون نره
رضوان
30 مرداد 91 14:36
به به به به به سلامتی ودل خوش.ایشالا خبر خونه دار شدنتون...کلی خوشحال شدیم...
khale mahboobeh
31 مرداد 91 13:09
vaaay khosh be haletoon chera nagofti ta man daneshgamo shz bezanam

az tarafe man goliaro beboos


مامان مريم گلي
3 شهریور 91 22:12
خيلي خوشحال شدم
الهي شكر كه دارين برميگردين به شهر خودتون
من چرا ادامه مطلبو نديدم
برا ما هم دعا كن خونه پيدا بشه


ممنونم.
انشااله که پیدا میشه
زهرا از نی نی وبلاگ213
4 شهریور 91 17:26
ای ناقلا نمیدونستم همشهری هستیم شیرازی باصفا
زهرا از نی نی وبلاگ213
4 شهریور 91 17:27
برات خوشحالم و باهات موافقم که خدا خیلی بزرگه هیچ ناممکنی براش وجود نداره